تبليغاتX
جغرافیای اراک

+ نوشته شده توسط صباح در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 16:18 |

 

این بنا مربوط به دوران قاجاريه است و از آثار ارزشمند و بسيار زيباي منطقه محسوب مي شود . اين حمام داراي سه قسمت بوده : حمام مردانه ، زنانه و حمام اقليت هاي مذهبي و مانند تمام حمام هاي قديمي كه از آب جاري استفاده مي كردند چند متر از سطح خيابان گودتر است . رخت كن حمام با كاشيكاري هاي بسيار زيباي هفت رنگ تزئين شده و سقف حمام روي هشت ستون قرار دارد كه اين ستون ها داراي پيچگاه هاي بسيار زيبا و كاشي هاي منقوش مي باشد . در حال حاضر اين حمام به عنوان موزه مورد بازديد علاقمندان قرار مي گيرد . بنيانگذار آن شخصي به نام مرحوم حاج محمد ابراهيم خوانساري بوده است                .
اين مجموعه كم نظير در ضلع شرقي خيابان شاهپور قديم و خيابان دكتر بهشتي "( عباس آباد ) فعلي واقع است .
وجه تسميه آن به واسطه تابلوهاي كاشي مي باشد . كه در ارتباط با چهار فصل سال منقوش گشته و در چهار سمت سربينه حمام مردانه نصب بوده است
. بر روي اين كاشي هاي خشتي نقوشي از مناظر طبيعي ديده مي شود كه احتمالاً حكايت از آن دارد كه اين حمام در چهار فصل سال مي تواند مورد استفاده باشد . همچنين كاشي هايي كه نقوش آنها شكارگاهي است و شامل جنگ بين شير و اژدها و شير و گاو مي باشد كه در هر دوي آن شير حيوان غالب است و به احتمال قوي بدين معنا بكار برده شده كه در اين حمام گرما به سرما غالب است چرا كه شير در عربي اسد خوانده مي شود كه يكي از ماه هاي گرم تابستان است و به اين ترتيب مردم را براي ورود به حمام و استفاده از آن مشتاق تر مي كرده است . حمام از نظر معماري فوق العاده غني است و مي تواند از نظر سبك معماري و ويژگي هاي تاريخي و از نظر شهرسازي و ارزش هاي آن مورد بررسي قرار گيرددر حال حاضر از مجموعه مساحت 1600 متري اين بنا 9000 مترمربع آن كه شامل سربينه مردانه و گرمخانه است بازسازي و مورد بهره برداري قرار گرفته است كه بخش رخت كن مردانه و هشتي بين گرمخانه و رخت كن به موزه تابستاني شناسي تبديل شده است . اشياء به نمايش گذاشته شده در آن مربوط به دوران قبل و بعد از اسلام بوده و بخش گرمخانه آن در حاضر تبديل به موزه مردم شناسي شده كه در اين قسمت سعي شده از موضوعات مردم شناسي استفاده شود ، اشياء اين بخش شامل ابزار و وسايل روشنايي ، قهوه خانه ، وسايل حمام ، اسناد و قباله ها و قرآن هاي خطي است . هنرهاي سنتي مانند كارگاه گيوه كشي و فرش بافي نيز بخشي از اين مكان را به خود اختصاص داده است.                                    .
اوليت هشتي ارتباطي ميان در ورودي و سربيه يا رخت كن مردانه قسمت سربينه حمام مردانه هشتي ارتباطي ميان گرمخانه و سربينه مردانه ، محل نگهداري آب ، گرمخانه مردانه ، رخت كن ، و سربينه حمام خاص ، گرمخانه حمام خاص ، منبع ذخيره آب گرم ، خزينه حمام مردانه ، قسمت سربينه حمام اقليت هاي مذهبي ، قسمت گرم خانه اقليت هاي مذهبي _ خزينه كوچك حمام اقليت ها ، هشتي ارتباط دهنده قسمت سربينه زنانه و در ورودي داخل كوچه ، قسمت سربينه يا رخت كن حمام زنانه ، محل انبار نگهداري آب ، محل نگهداري آب و كارگاه مرمت ، هشتي ارتباطي بين سربينه و گرمخانه حمام زنانه ، خزينه آب سرد كه بعدها به صورت دوشي تبديل شد ، خزينه آب گرم ، فضاي هشت ضلعي كه ارتباط دهنده بين دو قسمت ها بوده است و مورد استفاده آن در حمام بسيار حائز اهميت است چون علاوه بر اينكه يا قسمت ورودي را به سربينه ها و يا قسمت سربينه را به گرمخانه ها متصل مي كرد باعث تعديل حرارت نيز مي شديكي از زيباترين بخش هاي اين حمام قسمت سربينه زنانه است كه گنبد آن يك پارچه و بدون برپاداشتن ستون بنا شده است و اين از نظر معماري با توجه به امكانات كم آن دوران قابل توجه است . حمام زنانه و بخش اقليت هاي مذهبي يا خصوصي داراي يك سربينه زنانه است اما گرمخانه آن داراي خصوصي و عمومي است كه شايد بتوان گفت در نوع خود بي نظير باشد                                    .
اما سربينه حمام مردانه با كاشي خشتي هفت رنگ با طرح هاي متنوع تزئين يافته است و تمام سطوح داخلي آن نيز با كاشي و طرح هاي اسليمي و ختايي مزين گرديده است . گنبد اصلي سربينه بر روي هشت ستون اصلي قرار دارد كه اين ستون ها نيز به شكل هنرمندانه اي كاشي كاري شده و داراي پيچك هاي بسيار زيبايي است . از جمله ويژگي هاي معماري سربينه علاوه بر طرح قرينه سازي و رسم بندي ها و نحوه ستون بندي آن همين كاشي كاري ها است كه شامل كاشي كاري هاي قالبي و پيچكي است و تمام سطح سربينه مردانه بوسيله همين كاشي ها تزئين يافته است . شكل هاي اسليمي نظير گل و بوته درختان سرو و صنوبر و انگور و نيز منظره هاي طبيعي كه حاكي از ذوق و احساس هنر كاشي ساز است . مثل نشان دادن چشمه هاي آب ، رودخانه و گياهان وحشي كه در ميان آنها پرندگان شبيه كبوتر و قرقاول در حال نشسته يا پرواز ديده مي شوند                              .
از نقوش ديگر كاشي ها مي توان به نقش شير و گاو و يا شير و اژدها اشاره كرد كه به نقوش شكاري معروفند اين مكان داراي كاشي كاري هايي به نقش عقاب با شكار مرغابي نيز هست . در سينه هر ستون نقش سربازان و افراد نظامي آن دوره با اونيفورم هاي مخصوص و رنگ هاي مخصوص گوناگون با حالت هاي ايستاده همراه با شمشير يا تفنگ در دستشان ديده مي شود .تمام سربازان داراي واكلسيل هاي سرشانه و در جاهاي متفاوت نظامي آن زمان باشند كه با علامت ستاره بر روي سينه هايشان مشخص شده اند . رنگ بكار رفته در كاشي ها بيشتر عبارت است از زرد و آبي لاجوردي و فيروزه اي ، سبز و سفيد و مشكي و خاكستري و قرمز و نارنجي است . كاشي هاي اين دوره هم مربوط به زمان قاجار با نقوش سربازان قاجاري است                                                                                  

 

.

 

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 0:30 |
+ نوشته شده توسط صباح در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 16:2 |

بازار اراک

از لحاظ تاريخي بازار هسته مرکزي و اصلي را در زندگي شهر تشکيل مي دهد و به طور کلي مرکز تجاري و اقتصادي شهر مي باشد. انواع مراکز خريد، فروش، پخش و توزيع کالا و فعاليت هاي دفتري در آن قرار دارد

بازار داراي دو محور شمالي جنوبي به طول 880 متر بوده به طور کاملاً  مستقيم در مرکز شهر قديمي از دروازه قبله در جنوب به دروازه راهزان (نام روستایی در شمال شهر اراک است ) در شمال امتداد داشته است که متأسفانه دو گذر از قسمت   شمالي آن تخريب شده است. بازار شرقي غربي به صورت محور عمود بر بازار اصلي قرار دارد اين دو بازار در محل چهارسوق يکديگر را قطع مي کنند. طول بازار شرقي غربي نيز 600متر بوده است

سقف بازار از طرف جنوب تا يکصد متر (يک گذر) دو طبقه بوده و ارتفاع سقف آن 8 متر مي باشد ولي در سالهاي گذشته به علت بي توجهي مسئولين و مالکين قسمتي از سقف ابتداي آن فرو ريخته و سر در زيباي آن در زمان ساختمان بانک ملي (اول بازار) از بين رفته است سقف اول بازار را با صفحات آکوستيکي بسيار زشتي پوشانده اند که تعداد زيادي از قطعات آن آويزان است و وضع زننده اي را به وجود آورده است

عرض بازار از ابتدا تا انتها 5 متر است ارتفاع چهارسوق حدود 13/3 متر دو پوش بوده که از لحاظ زيبايي و فن معماري از بناهاي در  خور توجه است عرض بقيه بازار نيز 5 متر است

بازار اصلي به 8 گذر تقسيم شده و طول هر گذر آن حدود 100 متر است . در هر گذر حدود 50 باب مغازه وجود دارد که در جمع بيش از 500 مغازه است. در سالهاي اخير به علت قيمت سرسام آور سرقفلي، تعداد کثيري از مغازه ها را از بافت و فرم اوليه خارج کرده و هر مغازه را به دو باب  مغازه تغيير داده اند در مجموع بازار حدود 20 سراچه و تيمچه دارد از بازار شرقي غربي در زمانهاي اخير به علت ايجاد خيابانهاي جديد از دو طرف دو گذر را خراب کرده و تبديل به خيابان شده اند در شرق خيابان شهر گرد(شهرجرد که از نام روستایی گرفته شده است ) و در غرب خيابان مولوي (که اکنون تا خیابان حصار بیشتر امتداد ندارد و بقیه تخریب شده است )

تيمچه ها و سراها

در مجموعه بازار حدود 20  تيمچه و سرا  وجود دارد که حدود 18 واحد آن در قسمت جنوبي بازار قرار دارند

از جنوب به شمال تيمچه ها بدين قرارند

·         سراي حاج ميرزا محمدعلي خان

·         سراي فرائي - طباطبايي که ابتدا جزء مراکز تفريحي و سرگرميها از قبيل تآتر و چايخانه و غيره بوده است

·         سراي قمي ها که تقريباً  از حالت تجاري بيرون آمده است

·         سراي کريمي که در سالهاي قبل حاج نصراله کريمي آن را مرمت نموده است

·         سراي اکبريان که مرکز تجارت فرش است

·         سراي ناظمي که به سراي آقائي معروف است و مرکز تجارت فرش و غيره ودارای سه قسمت ميباشد

·         سراي هزاوه ايها - مرکز تجارت فرش

·         سراي کرمانشاهي

·         سراي تقوائي و عدلي

·         سراي کتابفروشها

·         سراي گلشن

·         سراي کاشاني

·         سراي آقائي معروف به نقشينه

·         سراي آقائي معروف به صندوق سازها

·         سراي آقائي مرکز خرازي معروف به سراي يهوديها

·         سراي نوذري معروف به ميرزا سميع يا حاج ملا محمود پدر نوذري، فرش وبلور

·         سراي آقائي شامل دو سرا، سرپوشيده  و باز  - فرش و متفرقه

سراي نوذري

اين سرا مرکز يکي از ظريفترين و زيباترين مجموعه تيمچه ها و گالريها را که جهت  تجارت فرش مورد استفاده اند شکل مي دهد. ساختمان اين سرا دوطبقه است، و راهروهايي در دو طبقه آن و در پشت يک سري ستونها قرار دارند

دسترسي بازار نسبت به اين تيمچه قدري نامتقارن بوده و در دوپهلوي مجاور  اين سرا  پلکانهايي تعبيه شده است که  به گالريهاي طبقه بالا منتهي ميشوند و در مرکز قسمت

 ورودي به يک تيمچه عظيم با شکوه موازي با آکس بازار وجود دارد و مجموعه توسط

 دو سرسراي طويل و مرتفع (دالان بلور فروشها و دالان قائم ) در اطراف اين دو سرا به بازار متصل مي شودبين گالريها و تيمچه و سرا و در هر دو طبقه دفاتر تجاري با سقفهاي  گنبدي نيم دايره وجود دارند که بسيار زيبا مي باشند و داراي سقف گنبدي شکل و پنجره هاي چوبي (معروف به فرانسوي) که بداخل باز مي شوند و نيز نرده هاي محافظتي چوبي کنده کاري شده مي باشد

در سالهاي اخير اکثر سراها به علت رکود  بازار فرش وعدم صادرات آن ازرونق افتاده ا ند عدم بيشتر مغازه ها و دفاتر تجارت و توليد فرش درمعرض تعطیل شدن قرار گرفته اند(www.arak200.org  :

 

+ نوشته شده توسط صباح در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 15:57 |

 اين بنا در اولين گذر سمت چپ بعد از چهار سوق بازار اراك ، در مقابل گذر مدرسه سپهداري قرار دارد . در ساخت اين بنا دو دوره جداگانه ديده مي شود : ضلع جنوبي آن متعلق به دوره قاجار و ضلع شمالي آن مربوط به سال هاي 1332 هجري قمري است . بنا در دو طبقه شكل گرفته است .

طبقه همكف شامل اتاق هاي زمستان نشين ، آشپزخانه ، انبارهاي آذوقه و ورودي اصلي بنا است و طبقه اول شامل اتاق هاي شاه نشين و تابستان نشين است . سازه اصلي بنا از خشت تشكيل شده و پي ها را به وسيله سنگ هاي بزرگ و دوغاب گل آهك ساخته اند . نما سازي بنا با استفاده از آجر ، كاشي ،گچ و قير است . اين بنا همچون بناهاي اوليه مسكوني شهر سلطان آباد درون گرا با حياطي مركزي است و در سه طبقه جهت شرق ، شمال و جنوب داراي ساختمان هايي است كه به سمت حياط گشوده مي شوند. اين بنا به عنوان مسكوني مورد استفاده قرار داشت .

پل دوآب

پل دو آب در منطقه سوق الجيشي ((دوآب)) بنا شده و رابط مكان هاي باستاني بين دشت كزاز در جنوب ، دره شرا در شمال ، منطقه لرستان در غرب و هم چنين ناحيه اراك در شرق است .

در مجموع طول پل 130 متر و عرض آن بين 5/5 تا 7/5 متر نوسان دارد و بلندترين نقطه پل از كف رودخانه 5/7 متر ارتفاع دارد .

اين پل داراي هشت چشمه بزرگ و كوچك با طاق هاي تيزه دار است . هر پايه از جلو داراي موج شكن تيز و از پشت داراي پشتيان است . مصالح ساختماني به كار رفته در پل عبارتنداز : سنگ ، آجر و گل آهك . بناي پل از پايين به بالا به ارتفاع حدود 2/1 متر سنگ كاري شده و فاقد عناصر تزييني است . امروزه از اين پل جهت عبور احشام و عبور و مرور مردم استفاده مي شود.

منبع:كاظمي دهقي ، قاسم ، رحم دل ،محمد ، سيماي ميراث فرهنگي استان مركزي ،چاپ انتشارات ميراث فرهنگي كشور 1383

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 و ساعت 21:39 |

اين بنا مربوط به دوران قاجاريه است . باني اين بنا در اصل يك شركت تجاري انگليسي سويسي الاصل به نام ((زيگلر)) بود كه پس از انحلال ،قسمتي از آن توسط يكي از متمولين شهر اراك به نام ((حاج محمد حسين ميثمي وكيل)) مشهور به ((حاج وكيل)) خريداري شد و از آن پس به نام قلعه حاج وكيل شهرت يافت .

با توجه به اين كه اراك يكي از مراكز مهم فرش ايراني بوده است ،بسياري از كمپاني هاي خارجي امتياز تجترت فرش خود را در زمان ناصرالدين شاه به دست آورند. اين كمپاني ها كه تعداد آن ها به بيش از چهارده كمپاني مي رسيد ، به منظور در انحصار داشتن همه مراحل توليد، اقدام به احداث مجموعه وسيعي در سمت شرق شهر اراك نمودند كه در آن زمان خارج از شهر قرار داشت . اين مجموعه شامل كارگاه هاي توليد فرش ، رنگرزي و محل هاي مسكوني آنان بود . اين بنا با نظارت انگليسي ها ساخته شد. پس از انحلال شركت ها و كنسولگري آن ها قسمتي از مجموعه فوق توسط حاج وكيل خريداري شد .

ساختمان فعلي بخش كوچكي از كل مجموعه اوليه است كه در ساختمان هاي مسكوني جديد محصور شده است . اين بنا شامل  حياط ،ايوان ، شبستان ، قسمت همكف و بالا خانه است و مساحتي حدود نهصد متر مربع را شامل مي شود و در محوطه اي به مساحت سه هزار و هشتصد متر مربع قرار دارد . اين بنا در بخش شمالي برون گرا و در بخش جنوبي داراي يك بخش نيمه درون گرا (يك حياط مركزي) است . بخش برون گراي شمالي شامل يك ايوان سرتاسري است كه از ستون هاي آجري متعددي تشكيل شده است و سر ستون هاي آن داراي تزيينات ساده و زيبايي است . از زير زمين اين بنا به عنوان انبار استفاده مي شده و در بالاي طبقه همكف كلاه فرنگي بسيار زيبايي ديده مي شود. بخش هايي از پوشش بيروني اين بنا به وسيله كاشي هاي نره لعاب دار تزيين شده است. داخل بنا تزيينات خاصي وجود ندارد . پنجره هاي قلعه نيز توسط شبكه هاي چوبي محافظت مي شود. اين بنا كه امروزه در خيابان شهيد چمران ( نيسانيان) اراك قرار دارد.

منبع :رحم دل ،محمد ، كاظمي دهقي ،قاسم ،سيماي ميراث فرهنگي استان مركزي (1383).

 

+ نوشته شده توسط صباح در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 11:40 |

 

كليساي مسروپ مقدس

 

كليساي مسروپ مقدس در محله مسكوني و قديمي ارامنه ،در مجاورت خيابان شهيد دكتر چمران (نيسانيان ) شهر اراك قرار دارد . در سنگ نبشته بالاي سر در ورودي اين بنا به خط ارمني آمده است: ((كليساي مسروپ مقدس در زمان خورن و با همياري ارامنه كزاز ،كمره هفت جامپلق و بور به سال 1914 ميلادي ساخته شده است )).بنابراين ،بنا مربوط به دوره قاجاريه است .

وجود شرايط مناسب اقتصادي در اراك و دهكده هاي ارمني نشين ليليان ،مهاجران و شازند در اين منطقه از جمله عوامل ساخت اين كليسا بوده است .

اين بنا در يك محوطه بزرگ ساخته شده است و داراي چهار ساختمان مدرسه ،تالار اجتماعات ،منزل كشيش و كليسا است . علاوه بر آن ،در سمت جنوب غربي حياط با ساخت و نصب يك چليپاي بزرگ ،نماد شهداي ارامنه در طول تاريخ مانند شهداي ارامنه در جنگ تحميلي را گرامي داشته اند .

نقشه كليسا مستطيل شكل و از سه قسمت تشكيل شده است: قسمت مردم نشين، محراب و دو اتاق جانبي در مجاورت محراب. در مركز كليسا چهار ستون هشت ضلعي قسمتي از وزن طاق هاي باربر و گنبدهاي يك پوش را تحمل مي كنند . وزن ساير گنبدها و طاق ها بر روي جرزها انتقال مي يابند .

 

كليساي امانوييل

 

اين كليسا در شهر اراك ،حد فاصل پل برق و پل فرنگي قرار دارد و در سال 1942 ميلادي مطابق با سال 1321 هجري .شمسي تاسيس شد . اين كليسا متعلق به پيروان حضرت مسيح (ع) شاخه پروتستان است .در حال حاضر اين كليسا با رياست كشيش ((رهچرا)) در روزهاي يك شنبه پذيراي مومنين مسيحي است .

منبع :رحم دل ،محمد ، كاظمي دهقي ،قاسم ،سيماي ميراث فرهنگي استان مركزي (1383).

 

+ نوشته شده توسط صباح در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 22:15 |

 

 

ارگ حكومتي اراك

 

مجموعه ارگ تاريخي و حكومتي شهر اراك كه امروزه جز منزل سپهدار(كه آن هم درحال باسازي است) چيزي از آن باقي نمانده است ، از بناهاي عصر قاجاريه است و در خيابان ادبجو ،روبه روي خيابان شهيد كلاهدوز و انتهاي كوچه شهيد رنجبر قرار دارد . اين مجموعه به مباشرت يوسف خان گرجي (سپهدار اعظم) هم زمان با احداث نخستين پايه ها و نشانه هاي شهر اراك در زمان فتحعليشاه قاجار بنا شد .

هسته و چهارچوب ساختاري اوليه شهر قديم اراك (سلطان آباد ) از چهار بخش اصلي تشكيل مي شده است :

- بازار در مركز شهر .

- محله مسكوني حصار واقع در غرب بازار .

-محله مسكوني قلعه واقع در شرق بازار.

-عمارت هاي ديواني شامل برج شيشه ،منزل سپهدار اعظم ،عمارت نظميه و ....

نقشه سلطان آباد (اراك قديم) كه آخرين نمونه شهر سازي ايراني ،اسلامي است ،به صورت چهار گوش شكل گرفته و در ناحيه شمال غربي آن مقر حكومتي (مجموعه ارگ حكومتي) قرار داشته است . مقر حكومتي توسط ديواري از بدنه شهر جدا مي شد و در اصل در خارج از متن اصلي شهر سلطان آباد قرار داشت . مقر حكومتي يا ارگ حكومتي به عنوان مركز حكومت و محل سكونت حاكم و ديوانيان و برخي نهادهاي حكومتي بود .

از مجموعه عظيم ارگ تا سال 1340 شمسي تنها عمارت نظميه ، خانه سپهدار و برج شيشه باقي بوده است. اين مجموعه به سبب اهميت تاريخي، فرهنگي توسط سازمان حفاظت از آثار باستاني در سال 1354 شمسي در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد. متاسفانه بر خلاف قانون در سال 1361 شمسي،اين اثر ارزشمند تقريبا به طور كلي تخريبشد و جز پايه ها و قسمتي از زير زمين منزل سپهدار چيزي از اين مجموعه باقي نمانده است .

 

برج شيشه :بناي برج شيشه كه يكي از سازه هاي معروف اين مجموعه بود ، بنايي دوازده تركي متشكل از سه طبقه مجزا است. دو طبقه بالا داراي تزئينات آجري و كاربندي هاي كاشي بوده است . قطر بزرگ اين برج كه در كف بيضي شكل است،دوازده و قطر كوچك آن هشت متر است . اين برج به دليل تزئينات كاشي كاري معلقي با طرح هاي زيباي لوزي شكل كه در طوق آن به كار رفته بود، از فاصله دور براثر تابش نور آفتاب درخشندگي و تلالو خاصي داشت و از اين رو به برج شيشه معروف شد .

 

منزل سپهدار اراك : در جوار اين برج يك ساختمان دو اشكويه يا زير زمين قرار دارد كه به منزل سپهدار معروف است . عمده تزئينات به كار رفته در اين بنا كاشي هاي معلقي در نماي شرقي و جنوبي آن است . زير زمين بنا كه در حقيقت حوضخانه نيز محسوب مي شود ، داراي تزئينات بسيار زيباي رسم بندي است كه از چهار ستون شروع مي شود و ادامه آن در وسط شمسه بزرگي را شكل مي دهد. اين شمسه با طرح هاي گل و بوته و كاشي تزيين شده و در نوع خود كم نظير است. با پايان يافتن مرحله آجر كاري اين منزل ، مرحله آرايه بندي و نصب تزئينات آن در حال اجرا است .

منبع :رحم دل ،محمد ، كاظمي دهقي ،قاسم ،سيماي ميراث فرهنگي استان مركزي .

+ نوشته شده توسط صباح در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 12:40 |

ارامنه اراک

 

در زمان شاه عباس صفو ی گروه زیادی از ارامنه در حدود سال های 1605 و 1606 میلادی از نواحی قفقاز و ارمنستان روسیه به اصفهان کوچ داده شدند . مهاجرین به اصفهان را به دو قسمت کرد : صنعت گران را در قسمتی از اصفهان که بعد ا جلفا خوانده شد و کشاورزان را در چهار محال و فریدن سکنی داد . اکثر ارامنه فعلی اصفهان از اعقاب همان مهاجرین می باشند .

ارامنه مناطق چهار محال و فریدن کم کم در روستاهای اطراف پراکنده گردیده و در بسیاری از روستاهای استان لرستان و مرکزی کنونی (به مرکزیت اراک ) نیز ساکن شدند و به امر کشاورزی. دامداری و تولید صنایع دستی از جمله فرش پرداختند . در سال 1932 میلادی (1311 ه.ش) 5870 نفر ارمنی در حوزه ((بربرود)). 2632 نفر در حوزه ((جاپلق)) 3510 نفر در حوزه ((کمره)) و 4156 نفر در روستاهای ((کزاز)) استان مرکزی سرشماری گردیده اند. کتاب ((ارامنه ایران (از سال 1941تا 1979))که در سال 1989 میلادی در ایروان به چاپ رسیده اطلاعات جامعی در مورد تعداد ارامنه چهار منطقه فوق الذکر به دست می دهد .  

 

((بربرود))در گذشته این ناحیه جزیی از استان اصفهان بوده ولی بعدا جزو استان مرکزی شده است .این منطقه در غرب اصفهان و اطراف اراک واقع شده است . در سال 1933 بربرود دارای 22 روستای ارمنی نشین بوده است که در این روستا 937 خانوار ارمنی با 5870 نفر زندگی می کرده اند . اسامی این روستاها عبارتنداز : آب باریک – ازنا –آناوش- بارگلا – بورگ (برج) – گایگان – گوژ – گوران – داری چا – دهنو – خورزند – هندا – مغاک قره کهریز – نصرآباد – شاوراوا – چارباغ – جان خوش – سنگ سفید – پهراه – کنز و فرج آباد . در این روستاها ارامنه و مسلمانان با هم زندگی می کرده اند . در سال 1946 میلادی بربرود 19 روستای ارمنی نشین داشت که ارامنه 7 روستای آناوشی – بورگ – پهراه – شاوراوا – چارباغ بالا – جان خوش و کنز (کوه سر ) به ارمنستان مراجعت می کنند و ما بقی روستاها می مانند که اکثر آنها نیز به تهران و شهرهای بزرگ و تهدادی نیز به مناطق دیگر کوچ می کنند. در سال 1952 این منطقه 8 روستای ارمنی نشین داشت با 1132 نفر جمعیت که در سال های بعد به تدریج ارامنه از آنجا مهاجرت کردند به طوری که در سال1967 میلادی تنها در خورزند 18 جفت و فرج آباد 4 جفت رعیت (کشاورزی ) مربوط به ارامنه بوده است که در سال 1969 میلادی این تعداد در خورزند 4 جفت و در فرج آباد 10جفت می شود .

((جاپلق )):همسایه بربرود بوده و تعدادی روستای ارمنی نشین داشته که در سال 1946 میلادی بیشتر ساکنان ارمنی این منطقه به ارمنستان مراجعت می کنند و مابقی که معدودی از جماعت را تشکیل می دادند به تهران مهاجرت می نمایند.

 

((کمره )): کمره در شمال بربرود و جاپلق قرار دارد . در سال 1932 میلادی ارامنه در 8 روستای این منطقه به نام های لیلیان – قورچی باشی – چارتاق (چارباغ) – مزرعه -  رباط (مخروبه ) –ساکی –– دره شور و قانیان ماشیان زندگی می کرده اند .

 در سال 1946 معدودی از ارامنه این منطقه به ارمنستان رفتند و کثیری از آنها به تهران و سایر شهرها مهاجرت نمودند . به طوری که در سال 1952 این منطقه در هفت روستا جمعا 2158 خانوار داشته است . در سال 1962 تنها در روستای لیلیان 60 و در سال 1967 تنها 4 خانوار ارمنی ساکن بوده اند و اکثر ساکنین ان به تهران مهاجرت کرده اند .

 

((کزاز)) : این منطقه چسبیده به چاپلق و کمره در شمال غربی این دو منطقه و در فاصله 30 کیلومتری اراک قرار دارد . در سال 1932 این منطقه دارای 15 روستای ارمنی نشین با 4156 خانوار ارمنی بوده است . از این منطقه در سال 1946 تعداد کمی از ارامنه به ارمنستان مهاجرت کردند و در 10 روستای این منطقه – ارامنه به مرور زمان کم شدند . تا سال 1962 میلادی ارامنه در 5 روستای ذیل سکونت داشته اند : دو قلعه حسین آباد و مهدی آباد – حسین آباد – مهاجران – همریون – کلاوه و عباس آباد .

در سال 1967 فقط 2 روستای ارمنی نشین عباس آباد و کلاوه در این منطقه وجود داشت . در اوایل سال 1970 فقط در این روستا ارامنه زندگی می کرده اند و کلا 10 خانوار بوده اند که در کارخانه قند شازند اشتغال داشته اند

 

ارامنه اراک

اولین نشان حضور ارامنه در شهر اراک را می توان در کتاب ((سالنامه همگان ))نوشته ((گاروگورگیان )) یافت . در این کتاب که به سال 1958 میلادی به زبان ارمنی در بیروت چاپ گردیده آمده است (( تعداد معدودی از ارامنه جلفای اصفهان بین سال های 1903 و 1902 به عنوان منشی و حسابدار در کنسولگری انگلستان در اراک ساکن شدند.

در سال 1905 میلادی تعداد 8 خانوار ارمنی در اراک ساکن بودند . رونق صنعت فرش بافی در اراک باعث شد که تجار ارمنی روانه این شهر شده و مراکز فرش بافی در این شهر دایر نمایند که از جمله تجار بزرگ ارمنی سکونت یافته در اراک میتوان (گاراگوزیان ))

((گیو لبنگیان)) -  ((تافشانچیان)) –((تلفیان)) و ... را نام برد . به همین دلیل از چهار منطقه اطراف اراک و همچنین از جلفای اصفهان ارامنه جهت کار در مراکز فرش بافی راهی اراک شدند که باعث ازدیاد جماعت ارامنه گردید )) (گورگیان . گارو. سالنامه همگان 381)

چهار منطقه ارمنی نشین فوق الاشاره همچنان که قبلا نیز توضیح داده شد عبارتنداز : کزاز – بربرود – جاپلق و کمره .

آقای پهلوانیان در کتاب ((ارامنه ایران (از سال 1941 الی 1979) که به زبان ارمنی و در ایروان چاپ گردیده است در خصوص ارامنه اراک می نویسید :

((اراک در استان مرکزی ایران است و مرکز ان اراک است . در گذشته به نام سلطان آباد معروف بوده و پایه گذار آن یوسف خان ارمنی بوده که فرمانده گردان سپاه بوده است . ارامنه بین سال های 1902 تا 1903 به اراک آمدند و در آن زمان بازرگانان ارامنه در اراک کارگاه های قالی بافی و مراکز تجاری دایر کردند .چهار منطقه بوده و این ارامنه از همین چهار منطقه ارمنی نشین اطراف اراک به نامهای کزاز – کمره – چاپلق و بربرود و تعدادی نیز از جلفای اصفهان بوده اند که نزد بازرگانان جهت کار می آمدند و به همین دلیل روز به روز بر جمعیت انان افزوده شده به طوری که در دهه اول قرن بیستم به عنوان یکی از پر جمعیت ترین شهرهای ارمنی نشین – مرکز اجتماعات ارامنه مناطق چهار گانه فوق گردید ))]پهلوانیان .ح .ل. ارمنه ایران ...26[

با توجه به مستندات فوق می توان به این نتیجه رسید که حضور ارامنه در اراک در درجه اول به دلایل اقتصادی بوده است زیرا ابتدا در کنسولگری انگلستان به کار مشغول می گردند و در حدود سال های 1284 و 1283 هجری شمسی با توجه به رونق صنعت فرش بافی برخی از تجار ارمنی مبادرت به سرمایه گذاری در این صنعت نموده و خود باعث جذب ارامنه اطراف شهر اراک به عنوان کارگر در کارگاه های فرش بافی می گردند .

از سوی دیگر در همان ابتدای حضور ارامنه . می توان سه طبقه اجتماعی را از همدیگر متمایز نمود . طبقه تحصیل کردگان و باسوادان که به عنوان منشی و حسابدار مشغول به کار بوده اند . طبقه تجار و بازرگانان و طبقه کارگر .

از سوی دیگر برخی از این ارامنه – از ارامنه ایران نبوده اند و گاهی به عنوان نماینده کمپانی های فرش بافی اروپا و آمریکا از خارج به ایران و اراک آمده و پس از اتمام کار مجددا به خارج کشور مراجعه نموده اند که از جمله می توان به نمایندگان کمپانی(ازمیر) اشاره کرد . لذا می توان گفت ارامنه اراک از سه حوزه به این شهر مهاجرت کرده اند :

1- ارامنه شهرستان های اطراف اراک که عمدتا کارکنان شرکت های فرش بافی را تشکیل می داد ند.

2- ارامنه اصفهان که به عنوان منشی و حسابدار فعالیت می کرده اند .

3- ارامنه ترکیه و ارمنستان که به عنوان بازرگانان عمده و تجار و صاحبان کارگاه های بزرگ قالی بافی به اراک آمده بودند .

لازم به ذکر است که تاسیس کنسولگری انگلستان با رونق صنعت فرش بافی در اراک مصادف بوده است به طوری که (( این کنسولگری در محل کمپانی زیگلر دایر گردید و این کمپانی کار کنسولی را انجام می داد . پس از انحلال شرکت و کنسولگری . آن محل را یکی از بزرگان اراک به نام ((حاج وکیل )) خریداری می نماید که تا این اواخر بنام قلعه وکیل معروف است )) ]محتاط .محمدرضا. سیمای اراک .496[

ارامنه در صنعت فرش بافی نقش شایانی را ایفا نموده و شرکت های بزرگی را در شهر اراک تاسیس کرده اند که از آن جمله می توان به کمپانی معروف ((ازمیر)) یا ((شرق)) اشاره نمود (محل کار این شرکت در حدود کوچه الکه بوده است )]محتاط.محمدرضا . سیمای اراک .496 [

 

به نوشته آقای رضا وکیلی طباطبایی تبریزی در کتاب تاریخ عراق (اراک) :

 

((این شرکت به شرامت انگلیسی ها و عثمانی ها سرمایه خیلی عمده چند برابر کمپانی زیگلر در عراق بساط خرید و فروش و معامله فرش کلی را گسترده و "ترابیان"نام ارمنی ازمیری مدیر ان تجارتخانه بود . بعد از چند سال او از سلطان آباد به جهت افراط کاری ها در امر اقتصادی به تهران رفت . به جای آن مسیوز کین ارمنی ازمیری تبعه عثمانی وارد شده و مشغول داد و ستد گردید و فرش زیاد به آمریکا می فرستاد . دستگاه این تجارتخانه خیلی عمده هنوز موجود است . تاسیس تجارتخانه ازمیر و یا شرث از سال ..... است ]وکیلی طباطبایی تبریزی. رضا.تاریخ عراق (اراک)ج 4. [412

علاوه بر این کمپانی دیگر معتبر آن زمان که به دست ارامنه اداره می شد شرکت ((قراگوزیان)) یا ((گاراگوزیان )) بود که محل آن در حدود خیابان حجازی بوده و با حدود 200دار قالی فعالیت چشم گیری داشته است ]محتاط.محمدرضا .سیمای اراک .499[

 

جمعیت ارامنه اراک

 

برخی کارمندان شرکت زیگلر و کنسولگری انگلستان را می توان اولین مسیحیان اراک دانست . پس از آن در سال 1283 شمسی (1322 قمری و 3 – 1902 میلادی ) تعدادی از ارامنه جلفای اصفهان به عنوان منشی و حسابدار در کنسولگری انگلستان در اراک مشغول به کار می گردند .

به نوشته سالنامه همکان ((در سال 1284 شمسی (1324 قمری – 1905 میلادی ) تعداد ارامنه اراک به 8 خانوار می رسد. در سال 1325 شمسی (1946میلادی ) پس از جنگ جهانی دوم به دلیل تخلیه ارمنستان . تبلیغات وسیعی جهت مهاجرت دادن ارامنه ایران به ارمنستان صورت گرفت و از علاقه مندان با دادن وعده خانه . کار و امکانات ثبت نام به عمل می امد . این تبلیغات با استقبال ارامنه مواجه شده و در نتیجه خانواده های زیادی از ارامنه شهرستان ها از جمله اراک به تهران هجوم آوردند که این موضوع باعث افت شدید جکعیت ارامنه شهرستان ها گردید ]گورگیان . گارو . سالنامه همگان 382[

مرحوم دهگان در کارنامه ذیل وقایع سال 1325 شمسی می نویسید :

((25 تیرماه ... در این ایام دسته دسته از ارامنه اراک به طرف ارمنستان کوچ می کنند گویا عده ارامنه باقیمانده به خمس هم نرسی)). ]دهگان .ابراهیم .کارنامه یا دوبخش دیگر از تاریخ اراک .246[

در سال 1329 (1950میلادی ) جمعیت ارامنه اراک بالغ بر 801 نفر بوده است (374 تن مرد و 427 تن زن) و در همین زمان جمعیت شهر اراک را بالغ بر 19000نفر ذکر کرده اند .]محتاط. محمدرضا . سیمای اراک.193[

رضا وکیلی طباطبایی که احتمالا در سال 1334 شمسی در اراک حضور داشته چنین می گوید (( از ملل متنوعه تبعه ایرانی در عراق نسبه خیلی کم است . در شهر سلطان آباد از جماعت ارامنه زیادتر از بیست خانوار نیست . دلی دهات کزاز از دهاتیان آن فرقه 456 خانوار در محال شراء در دهات متفرقه 59 خانوار از قدیم بوده اند که شماره آنها از دوهزار نفر زیادتر است . در کمره نیز سکنی دارند و این جماعت در دهات عدیده کزاز در چهار قریه از ماء و عباس آباد و کلاوه و مهاجران چهار مدرسه ابتدایی دایر دارند که در آنجاها السنه فارسی و ارمنی و روسی یاد می دهند . در امور مذهبی .اینها تابع خلیفه بزرگ اصفهان هستند خلیفه هورن معروف کشیش آن جماعت است .)) ]طباطبایی تبریزی . رضا تاریخ عراق(اراک).400[

در ابانماه سال 1335 برای اولین بار سرشماری عمومی به صورت علمی در ایران انجام گرفت . در این سرشماری اراک جزو استان مرکزی به مرکزیت تهران بوده است . جمعیت شهر اراک 58998 نفر تخمین زده می شود . طی همین سرشماری ((جمعیت مسیحیان استان مرکزی (به مرکزیت تهران) 68811نفر برآورده می گردد که 09/60 درصد کل مسیحیان کشور را شامل می شده و از این تعداد 30/39 درصد نیز ارمنی بوده اند ]امانی .مهدی .بررسی دموگرافیک اقلیت های مذهبی در ایران 8[

طی سرشماری نفوس و مسکن سال 1345 جمعیت استان مرکزی 4979081 نفر برآورد می گردد که شهرستان اراک 350055 نفر و جمعیت مسیحی آن شامل 1050 نفر ارمنی .2 آشوری و 37 نفر سایر بوده است . در همین زمان جمعیت شهر اراک 71925 نفر برآورد شده است .

بر اساس نتایج سرشماری سال 1345 در شهرستان تفرش 6 مسیحی که 4 نفر آن ارمنی .در شهرستان خمین 54 مسیحی که 47 نفر آن ارمنی و در شهرستان محلات 21 مسیحی که 17 نفر آن ارمنی بوده زندگی می کرده اند .]آمارنامه استان مرکزی .سال 1350. 7[

طبق سرشماری سال 1355 .کل جمعیت شهر اراک 116832 نفر و مشتمل بر1449 خانوار بوده است که 4/ درصد آن را پیروان دیگر ادیان تشکیل می داده است . طبق سرشماری سال 1365 تعداد مسیحیان شهرستان اراک 840 نفر بوده است . که از این تعداد 16 نفر در روستاها و ما بقی در شهر اراک زندگی می کرده اند و شامل408 نفر مرد و 416 نفر زن بوده اند . طی همین سرشماری مسیحیان شهرستان های تفرش 2 نفر .خمین 48 نفر . ساوه 135 نفر و سربند 25 نفر گزارش شده اند و شهرستان های آشتیان و محلات فاقد جمعیت مسیحی بوده اند ]آمارنامه استان مرکزی سال 1365[

بر اساس سرشماری سال 1375 تعداد مسیحیان شهر اراک که غالبا از ارمنه می باشند 561 نفر بوده که شامل 288 مرد و 283 نفر زن بوده اند . طی همین سرشماری در شهرستان آشتیان 3 مرد (احتمالا دانشجو ) دلیجان 1 نفر مرد . ساوه 24 نفر (14 نفر مرد و 10نفر زن) و در شهرستان سربند 8 نفر مسیحی زندگی می کرده اند .و در شهرستان های خمین . محلات و تفرش کسانی از آنان سکونت ندارد.]مرکز امار ایران 1-32030استان مرکزی جدول 3[

بنابراین در مقایسه مشخص می گردد که در طول یک دهه از تعداد مسیحیان استان بخصوص شهرستان خمین بسیار کاسته شده است .

منبع : فصلنامه راه دانش شماره -13-14 راه دانش –-مقاله ارامنه اراک وهنر –نویسنده علی آقابابا

+ نوشته شده توسط صباح در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:13 |

نگاهی به ارامنه اراک

 

ارامنه اراک از دیر باز در روستاهای اطراف شهر زندگی می کردند . پس از آن که اراک مرکز روستاهای اطراف شهر شد گروه کثیری از ارامنه روستا نشین به شهر آمدند و در جوار مسلمنان با ایجاد مشاغل مولد و تاسیس کلیسا و مدرسه روزگار را در کمال آرامش و آسایش می گذراندند .

از سوی دیگر پس از جنگ جهانی اول که ارمنستان در جرگه کشورهای سوسیالیستی قرار گرفت جماعتی که آن رژیم نوپا را بر نمی تافتند از مرز ارس گذشتند و در شهرهای ایران مسکن گزیدند. از آن جمله عده کثیری به اراک آمدندبه طوری که طبق آمار تخمینی سالنامه معارف عراق تعداد ارامنه ساکن شهر در سال های 15-1314 هجری شمسی در حدود پانزده هزار نفر بوده است .

حضور ارامنه در اراک تاثیر فوق العاده ای در اوضاع اقتصادی و فرهنگی داشت این اقلیت در سال 1286 هجری شمسی مدرسه شرف را تاسیس کردند و نمایندگی اغلب کمپانی های بزرگ فرش اروپا و امریکا به عهده آنها بود . علاوه بر این بیشتر پزشکان تحصیل کرده اولیه شهر از ارامنه بودند .به هر حال در سال 1325هجری شمسی مهاجرت ارامنه از اراک شروع شد .

ابراهیم دهگان می نویسد (( در این ایام (1325)دسته دسته از ارامنه اراک به طرف ارمنستان کوچ می کنند . گویا عده ی ارامنه باقیه به خمس هم نرسد ))

 

منبع (( تاریخ اجتماعی اراک – مرتضی ذبیحی ))

 

+ نوشته شده توسط صباح در دوشنبه ششم شهریور 1385 و ساعت 13:56 |